تبليغاتX
پــــژمــــــــــانـــشــــــــاه

 

پس از دیرگاهی که آسایشی در رسیدگی به امور کشور دست داد، اراده ی ملوکانه ی ما (پژمانشـــــاه) بر این قرار گرفت که وبلاگ ِ شاهانه را به شب کنیم.

با توجه به این که افرادی از ملت از شدتِ پژمانشاه دوستی ابراز علاقه ی وافری به دریافت ِ لقب یا نشان از جانب ِ ما(پژمانشـــــاه) می کردند اراده فرمودیم تا آن دسته از افراد که علاقه مند به دریافت ِ لقب یا نشان از پادشاه ِ ایران هستند، لقب یا نشان ِ درخواستی و مبلغِ پیش نهادی را اعلام نمایند تا در صورت ِ لیاقت، مفتخر به دریافت ِ آن شوند.

 

                                    پژمانشـــــاه

                                  31 تیرماه ِ 1386

 

+ نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت |

از این پس برای نوشتن نام ِ نامی ِ اعلی حضرت، شاه ِایران، پادشاه ِهمایون رفتارِ نیکو گفتار(که الهی به قربان تاج ِ روی سرشان برویم) می بایست این نکته را در نظر داشت که شاهی، قسمتی از نام خجسته ی ایشان است.

پس خواهیم نوشت؛

 

پژمانشـــــــاه

 

و نه پژمان شاه

آن دسته از مردم ایران زمین که می خواهند نام مبارک ایشان را بر زبان یا  قلم جاری کنند از واژه ی اعلی حضرت استفاده نمایند.

                                       وزارت دربار پادشاهی ایران

                                               خرداد/1386

 

+ نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه 13 خرداد1386 و ساعت |

دست افشانيد و پاي کوبيد، خرقه بدرانيد و پيرهن چاک کنيد (همه نه!! ok؟) که ما (پژمانـــشاه) تاج کياني بر سر نهاديم.

از همه ي مردم ايران هم که آنان را از فيض ديدن آيين تاج گذاري ناکام گذاشتيم پوزش مي خواهيم. اين آيين پرشکوه و بسيار مجلل بدون دعوت از ديگران و فقط با حضور خودم برگزار گرديد، البته نگار برداري (عکس برداري) آن را هم خودمان بر عهده گرفتيم. پس به همين شوند همه ي ملت ايران پروانه دارند که در صورت تمايل از نگاره ي زير براي خود چاپ کرده و سپس آن را پاره کنند و به زباله دان بياندازند و يا آن را در نهايت ِ شرف ِ ميهن پرستي، بر سر در ِ خانه ها و محل ِ کارشان بياويزند.

  پژمانـــشاه

                 ارديبهشت ماه  1386

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده توسط پژمان در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 و ساعت |

با درود

باز دید کنندگان گرامی، به زودی (در روز سه شنبه) خبر بسیار مهمی را در این وبلاگ خواهید دید، به همین منظور برای این که از دیدن خبر دچار ذوق زدگی آنی نشوید، این پیش خبر به آگاهی شما رسانده شد تا شما هم به آگاهی دیگران برسانید.

این خبر تاثیر به سزایی در آینده ی مردم ایران دارد و چون خبر شگفت انگیزیست، لازم است که با پیش آگاهی این خبر دیده شود. در غیر این صورت چنان چه کسی از شدت شادی و ذوق زدگی، سینه چاک کرد و دست افشان و پاکوبان، سکته نمود، و یا دچار حالات روانی غیر قابل بازگشت شد هیچ مسئولیتی متوجه این دفتر (دفتر ویژه ی  پادشاه ایران) نخواهد بود.

 

دفتر ویژه ی اعلی حضرت

 

+ نوشته شده توسط پژمان در جمعه 21 اردیبهشت1386 و ساعت |

 

 فرا رسیدن ِ نوروز ِ باستانی ِ جمشیدی را به همه ی مردم ایران شاد باش می گویم و آرزوی بهترین ها را برای همگی شما دارم.

امید است سالی پر ثروت، با سلامتی و شادابی ِ روان در پیش داشته باشید.

دوست دار همه ی شما

پژمان

 

+ نوشته شده توسط پژمان در جمعه 25 اسفند1385 و ساعت |

 

به نام خدا

 

جناب نخست وزیر

با درود

به موجب فرمایش شاهانه، اعلی حضرت پیشنهاد فرمودند که آقای شهرام جزایری عرب را به عنوان ِ وزیر امور اقتصادی و دارایی، به پارلمان ِ پادشاهی ایران معرفی نمایید تا پس از کسب رای اعتماد از آن جایگاه ِ متین، که خود به نوعی حکم تبرئه ی ایشان نیز هست، برای کشور منشاء تولید ثروت و خدمت باشند.

در ضمن لازم است کلیه ی دارایی ها یشان بازگردانده و خسارت های وارده جبران گردد  و از ایشان  اعاده ی حیثیت شود و نیز ملت ایران آگاه گردند که نباید نسبت به ثروت مندان بخل و حسادت ورزید.

 

دفتر ویژه ی اعلی حضرت

 

رونوشت:

1 –  وزارت ِ دادگستری

2 –  وزارت ِ فرهنگ (پسرم)

 

+ نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه 6 اسفند1385 و ساعت |

 

بیست و پنجم بهمن ماه را به همه ی کسانی که در این روز ِ خیلی خجسته پا به گیتی نهاده اند (خودمان) یا در این روز ازدواج کرده اند و یا در این روز که مصادف است با روز ِ عشاق (Valentine)، با عشق و مهر زندگی می کنند، شاد باش می گویم و مراتب ِ سپاس گزاری ِ شاهانه مان را  به همه ی دوستانی که برای ما (  پژمان شاه ) پیام تبریک گذاشته اند اعلام می دارم.

ضمنا" پیشاپیش و پساپس تولدِ همه ی دوستان را که در آینده ای نزدیک یا گذشته ای دور به دنیا آمده اند شادباش می گوییم(دیدید من چه توجه!!! و حافظه ای دارم، تولد همتون یادم بود و تبریک گفتم !!!).

 

                                                                                                                                                    پژمان شاه

                                                25/بهمن ماه/1385

 

+ نوشته شده توسط پژمان در چهارشنبه 25 بهمن1385 و ساعت |

ورجاوند باد زاد روز پژمان شاه

 

بدین وسیله به اطلاع ِ ملت ِ شاه دوست ِ ایران می رساند که به خجسته زاد روز ِ شاه ِدل ها و شاه ِایران (پژمان شاه) در روز ِ25 بهمن( که حافظ در وصف این روز گفت " چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی " ) نزدیک می شویم. به همین مناسبت در آن روز ِ فرخنده همه ی ملت، دو دست ِ دعا به سوی آسمان ها بلند کرده و به جان ِ شاه ِ ملت پرور ِ لیبرال مسلک دعا خواهیم کرد و پروردگار ِ یگانه را سپاس گزار خواهیم بود که درک ِ چنین وجود ِ شریف ِ عزیزی را در این روزگار نصیب ِ ما فرمود.

به مناسبت ِ تولد و حلول جان ِ شاهان ِ باستانی ِ ایران در کالبد ِ پاک منش و همایون رفتار ِ پژمان شاه، آیین شادی و سرور و نور افشانی را از روز 22 بهمن ساعت 9 شب در سراسر کشور ایران به مدت 3 شبانه روز پی خواهیم گرفت.

 

دربار ِ پادشاهی ِ ایران

 

+ نوشته شده توسط پژمان در چهارشنبه 18 بهمن1385 و ساعت |

 

امشب با خود می اندیشیدیم که مردم ایران به دلیل علاقه ی وافری که به ما ( پژمان شاه ) دارند ، چنان چه  بخواهند نامی نزدیک نام ما برای دخترانشان برگزینند ، تکلیفشان چیست. به همین شوند بر پایه ی نام خودمان واژه ای نوآوری فرمودیم که  ملت ایران برای نامیدن  دخترانشان دچار کمبود نباشند.

پس از این پس واژه ی

پژمانا

برای دختران ایرانی ساخت یافت و پا به سرزمین نام های پارسی نهاد.

به پادافره این واژه گزینی به نخستین کسی که این نام را بر فرزندش بنهد هدیه ای درخور مرحمت می فرماییم.

 

       پژمان شاه

1/ بهمن ماه /1385

 

+ نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه 1 بهمن1385 و ساعت |

 

 

چند شب پیش Online  بودیم که مشاهده کردیم رئیس سازمان دام پزشکی مان ( اشکان مجللی ) هم Online  شده،  پس از گپ و گفتی که با هم داشتیم مرا به یلدا بازی فراخواند و چون ما ( پژمان شاه ) در جریان نبودیم که یلدا بازی چیست از وی پرسیدیم که آیا یلدا بازی هم مانند خاله بازی ست، که گفت: خیر قربان (قربانش را خودم می گویم). پس از سر زدن به وبلاگ اشکان تازه ما(پژمان شاه) فهمیدیم که جریان از چه قرار است. اما امروز که به قسمت نظرات وبلاگ خودم سر زدم دیدم که حسین نورانی نژادهم مرا به یلدا بازی فراخوانده با این دو فراخوان اراده فرمودیم که ناگفته های زندگی شگفت مان را بنویسیم. پس با دقت بخوانید:

1- روزی در هنگامه ی کودکی از طبقه ی چهارم ِ آپارتمان ِ محل زندگی مان بر سر ره گذران در پیاده رو ادرار (همان ش...) فرمودیم، جای بعضی از دوستان خیلی خالی بود.( جالب بود ، نه؟!!)

2- کمی که بزرگ تر شدم در یک درگیری خیابانی با آجر بر سر کسی کوبیدم که منجر به وخامت حالش شد و تا چند  روز بستری بود.(دلمان برایش سوخت)

3- در همین روزگاران بود که برای خوش گذرانی دو لاستیک همه ی خودروهای پارک شده در کوچه مان را پنچر کردم.(خیلی حال داد)

4- یک بار هم سیلی بسیار محکمی در گوش مدیر دبیرستان مان نواختم که با شکایت مردک، مرا به زندان انداختند و تا یک هفته در ندامت گاه زندانی بودم و با رضایت ایشان آزاد شدم.(روزگار سختی بود)

5-اما مهم ترین ناگفته زندگی ام را که تا کنون برای کسی باز گو نکرده ام، برای اولین بار با صداقت تمام فاش می کنم، هر چهار مطلب بالا دروغ هایی بود برای سر کار گذاشتن شما و همه کسانی که به کنجکاوی( فضولی) در ناگفته های زندگی دیگران علاقه مند هستید.

سخنی شاهانه و البته حکیمانه از ما ( پژمان شاه ):

 

ناگفته های زندگی بهتر است ناگفته بماند

 

 

+ نوشته شده توسط پژمان در دوشنبه 11 دی1385 و ساعت |

لازم می دانم از لطف ِ یکایک ِ دوستانی که در اندوه از دست دادن مادر بزرگم (من به ایشان می گفتم مامانی ولی در این جا باید بگویم جده ی مادری ام)(اما نمی گویم) ابرازهم دردی کرده و با تشریف فرمایی ، تماس تلفنی ، پیام کوتاه ، پیام اینترنتی و فرستادن تاج گل (شبیه خودم) بنده را مرهون محبت شان کرده اند نهایت سپاسگزاری را داشته باشم.

آرزو دارم که بخت یارم باشد تا بتوانم در شادی هایتان هم راهی کنم .

کمترین: پژمان حقیقی

4 /  دی ماه / 1385 

+ نوشته شده توسط پژمان در دوشنبه 4 دی1385 و ساعت |

ترحیم

در پی درگذشت ِ مادر بزرگ ِ پادشاه  (والده ی ملکه ی مادر) ، بدینوسیله به اطلاع عموم ملت ِ ایران می رساند که آیین ِ یاد بود ِ آن عزیزِ درگذشته، در روز یک شنبه مورخ 26/9/85 از ساعت 30/15  الی 17 در مسجد ِ فخر الدوله، واقع درخیابان ِ بهارستان چهارراه ِ دروازه شمیران ابتدای خیابان ِ فخرآباد برگزار می گردد.

دفترِ ویژه ی اعلی حضرت

 

+ نوشته شده توسط پژمان در شنبه 25 آذر1385 و ساعت |

بی هیچ توضیحی شعری از فریدون مشیری را در زیر

 

 می آورم و خواهش می کنم در باز پخش اینترنتی آن

 

 بکوشید.

                                                            پژمان    

 

 

تقدیم به ملت بزگ ایران

 

و پرچمداران سرفرازش

 

پروانه و داریوش که ناجوانمردانه کشته شدند.

 

 

 ستون سهند

 

 

یلی بود آن سرور ارجمند

 

نماد ِ حماسه ستون سهند

 

 

به بالا همانند سهراب گرد

 

ز پیکار می گفت و پا می فشرد

 

 

که باید بر انداخت بیم بدی

 

سرا پا همه فره ایزدی

 

 

دلیری همه عمر ایران پرست

 

درفش گرانقدر ایران به دست

 

 

چو کوهی گران بود در سنگرش

 

که در راه ایران چه ارزد سرش

 

 

دریغا دریغا دریغا دریغ

 

که اهریمنان برکشیدند تیغ

 

 

به ماوای آن یل شبیخون زدند

 

به نامردمی دشنه در خون زدند

 

 

سحر در گشودند از آن قتلگاه

 

به خون غرقه دیدند خورشید و ماه

 

 

مشبک ، تن از خنجر کین شده

 

تن همسرش دشنه آجین شده

 

 

کجا می توان برد این درد را

 

ستمکاری نا جوانمرد را

 

 

بگیر ای جوان جای سرو سهی،

 

که سنگر نباید بماند تهی!

 

 

درفش سرافراز را  بر فراز،

 

که تا جاودان باد در اهتزاز!

 

 

                                                 فریدون مشیری

 

+ نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه 2 آذر1385 و ساعت |

همان گونه که دیده اید ما(پژمان شاه) فرموده ایم به پرسش ها پاسخ می دهیم ، پس به سوال ها، جواب نمی دهیم.

اما چون دلمان برای کسانی که سوال کرده اند می سوزد(چه شاه مهربانی) به سوال های آنان هم پاسخ خواهیم داد ولی به شرطی که از این پس به جای "سوال و جواب"، واژه ها ی "پرسش و پاسخ" را به کار گیرند(تا آن جا که می شود ، پارسی را پاس بدهیم). باشه؟